حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
ترجمهء احوال 17
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
حسن پيرنيا تحصيلات در اوائل سال 1291 ه . ق . ( 1252 شمسى ) در خاندان نصر اللّه خان مشير الدوله ، پسرى پا به دنيا نهاد كه حسن نام گرفت . و دو سال بعد از او پسرى ديگر آمد كه حسين ناميده شد . ميرزا نصر اللّه خان به تربيت اين دو فرزند علاقهء بسيار داشت و چون خود مردى آزاده و مترقى و فضيلت دوست بود ، از ابتدا بفكر تحصيل فرزندان افتاد و به همين سبب در اوان خردى وسايل تحصيل آنان را فراهم كرد . تحصيلات مقدماتى فارسى و عربى را حسن خان از معلمين سرخانه فراگرفت . حسن و حسين و برادر خردسال ديگرشان على پس از آنكه بمقدمات زبان و ادب آشنايى يافتند ، از طرف پدر عازم تحصيل اروپا شدند . حسن به روسيه و حسين و على بپاريس رفتند و هنوز سن زيادى نداشتند و درين وقت حسن 14 سال داشت . مستوفى گويد نصر اللّه خان وقتى كه مصباح الملك و رئيس ادارهء روس بود سه پسر خود حسن و حسين و على را براى تحصيل باروپا فرستاده بود « 1 » ، و چون بسال 1308 ق . از مصباح الملكى به مشير الملكى تغيير لقب يافته بنابراين حداكثر تا اين سال ( كه 17 سالگى حسن خان ) مىشود بايستى او را به خارج فرستاده باشند . حسن در مسكو به مدرسهء « كادكسى كرپوس » كه مدرسهاى نظامى بود وارد شد . حسين در پاريس در پلى تكنيك به كار پرداخت . حسن خان تحصيلات نظامى و سپس تحصيلات حقوقى خود را در دانشكدهء حقوق مسكو تمام كرد و پس از اتمام تحصيلات به سمت وابستهء سفارت ايران در پطرزبورغ تعيين شد . در 1317 ق . كه پدرش به مقام وزارت خارجه رسيد ، پسر خود حسن خان را از پطرزبورغ احضار كرد و او را منشى خود كرد ، سپس با مقام رياست كابينهء وزارت خارجه و همچنين منشى مخصوص صدراعظم ، لقب مشير الملكى نيز به او داده شد « 2 » . تأسيس كابينه و همچنين آرشيو وزارت خارجه از اقدامات اوست . مدرسهء علوم سياسى منش و شخصيت بارز ميرزا حسن خان مشير الدوله را بايد در قانوندانى و قانونشناسى و قانونپرستى او دانست . اين مرد بزرگ در هرحال و در همهء مراتب ، حداكثر كوشش خود را به كار مىبرد كه رعايت اصول و قوانين بشود ، و بسا كه اين حدت و شدت او در مراعات اصول ، موجبات انتحار سياسى او را فراهم ميكرد . او با تحصيلات عالى كه در حقوق كرده بود به خوبى متوجه اهميت قانون و اثر اصول
--> ( 1 ) - زندگانى من ، ج 2 ، ص 99 . ( 2 ) - زندگانى من ج 2 ص 99 ، تاريخ بيدارى ايرانيان ص 446 .